محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1578

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

پس حجّاج به مسلمانى اندر آمدند . و چون عمر بن هبيره بيامد ، او نيز اين مذهب حجّاج باز آورد و كس فرستاد به همه شهرهاى عراق بدان كافران كه مسلمان شده بودند ، و از ايشان جزيت خواست ، و آن سالهاى گذشته كه اندر مسلمانى گذاشته بودند نيز بخواست . و مردمان عراق را آن سخت منكر آمد ، و گفتند حجّاج ديگر باز آمد . و اين سال صد و چهار همه حكم عراق بر اين رفت ، و حجّاج را وزيرى بوده بود نام او [ يزيد بن ابى ] مسلم ، صاحب خراج او بود . چون حجّاج بمرد ، وليد بمرد و سليمان بنشست ، اين يزيد را از عراق باز كرد و يزيد بن المهلَّب را به عراق فرستاد ، و يزيد بن ابى مسلم به شام شد . چون سليمان بمرد و يزيد عبد الملك بنشست ، يزيد بن ابى مسلم را به افريقيه فرستاد و به اندلس ، و او هم آنجا آن مذهب حجّاج زنده كرد و از اهل ذمّت كه مسلمان شده بودند ، خراج ستد . پس مردمان افريقيه اين يزيد بن ابى مسلم را بكشتند از بهر آن مذهب ، و به يزيد عبد الملك نامه كردند كه بر تو عاصى نشديم ، و ليكن اين مرد مذهبى بيرون آورد بر خلاف حكم كتاب خداى و سنّت پيغامبر صلَّى الله عليه و سلَّم ، و خواست كه به ميان ما اندر مذهب حجّاج زنده كند . ما نتوانستيم احتمال آن كردن . او را بكشتيم ، و اكنون ديت او بدهيم . ما را بندارى ديگر فرست . پس يزيد بر ايشان انكارى نكرد ، و ايشان را بندارى ديگر فرستاد . پس چون عمر هبيره به عراق آن بشنيد ، بترسيد كه مردمان عراق با او هم چنان كنند و مرو را بكشند ، و يزيد بن عبد الملك بر ايشان انكار نكند . بترسيد و اين مذهب را دست باز داشت ، و مردمان عراق از او خشنود شدند . پس عمر بن هبيره را گفتند كه سعيد عبد العزيز مردى نرم است و به خراسان بر او فسوس كنند و مرو را سعيد خذين و مخنّث قريش مىخوانند . عمر بن هبيره گفت : اگر خراسانيان بر او فسوس همى كنند ، من كسى بفرستم كه بر وى فسوس نتوانند كردن . و با عمر بن هبيره به لشكر اندر مردى بود مبارز و نامبردار ، و اثرهاى نيكو بود او را اندر حربهاى بنى اميّه ، خاصه اندر آن حرب كه مسلمه با يزيد بن المهلَّب كرد ، و يزيد عبد الملك او را بزرگ داشتى ، و مرو را سعيد بن عمرو الحرشى گفتند [ ى ] . پس عمر بن هبيره اين سعيد الحرشى را به اميرى خراسان فرستاد ، و سعيد به مرو آمد ، و سعيد خذين به در سمرقند بود به غزو . چون خبر شد ، باز مرو آمد . و تركان ديگر باره چيره شدند و باز ما وراء النهر آمدند . و سعيد خذين به عراق باز شد . و سعيد حرشى از مرو برفت با سپاه ، به سغد آمد ، و سغد و سمرقند از تركان باز